معرفی شهرستان بندرخمیر

شهرستان بندرخمیر، یکی از شهرهای ساحلی استان است که در ۹۵ کیلومتری جنوب غربی شهر بندرعباس در ۲۶درجه و ۵۷ دقیقه عرض شمالی و ۵۵ درجه و ۳۴ دقیقه طول شرقی قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا حدود ۱۵ متر است. بندرخمیر تا سال۱۳۸۳ یکی از بخش های بندرعباس محسوب می شد، اما به دلیل موقعیت خاص، به شهرستان ارتقا یافت.

هوای بندرخمیر مانند سایر شهرهای ساحلی جنوب در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل است. گمان می رود نام این بندر در گذشته «جمیر» به معنی محل اجتماع مردم بوده است. از آن جا که در گذشته مرم برای انجام مراسم مذهبی یا صید ماهی و مروارید در این محل حضور می یافتند، به آن جمیر می گفتند و به مرور زمان به خمیر تبدیل شده است. براساس برآورد آمار سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴۱۳۸ نفر است.

موقعیت ویژه جغرافیایی، وجود کارخانه های بزرگی مانند کارخانه تولید سیمان هرمزگان، کارخانه گچ خمیر از مهمترین مزایای اقتصادی این شهرستان است. حمل ونقل دریایی کالا به کشورهای جنوب خلیج فارس، جنگل های حرا، بنادر محلی، کارگاه های لنج سازی و مزارع پرورش آبزیان از دیگر مزایای اقتصادی این شهرستان است.

اسکله بندرپل

این اسکله در ۷۰ کیلومتری بندرعباس و ۳ کیلومتری روستای پل و در ۱۸ کیلومتری بندرخمیر قرار دارد و کوتاهترین مسیر دریایی تا جزیره قشم است. روزانه عده زیادی مسافر و خودرو از طریق این محل عازم قشم می شوند.

بندرخمیر ۲ بخش، ۱ شهر و ۴ دهستان دارد:

بخش مرکزی: شهر خمیر، دهستان بندرپل، دهستان کهووستان

بخش رویدر: دهستان رویدر، دهستان رودبار

وجه تسميه بندرخمير

در اين زمينه فرضيه هاى گوناگونى وجود دارد از جمله:
?خمره: عده‌ای معتقدند که نام خمیر برگرفته از خمره است. دلیل آنها وجود کوره‌های متعدد خمره‌پزی در اطراف خمیر ذکر شده است. اما نباید فراموش کرد که قدمت صنعت خمره‌سازی در خمیر به بیش از 100 سال نمی‌رسد در حالی که قدمت شهر خمیر بیش از 380 سال، طبق قدیمی‌ترین مدرکی که در دست است، می‌باشد. گذشته از این، صنعت خمره‌سازی در واقع با ورود مهاجرانی از گراش (شهری در لارستان) به خمیر در این شهر رواج پیدا کرد. برای تبیین این نظر می‌توان دو دلیل را بیان نمود: نخست، وجود اکثر کوره‌های خمره‌پزی در روستای لشتغان (محل سکونت مهاجران گراشی) و دوم، وجود واژة گراشی (نوعی خمره بزرگ برای ذخیره کردن آب) که بطور مشخص برگرفته از منطقه گراش و منسوب به مردم گراش است
?خمر: صاحبان این دیدگاه معتقدند چون در قدیم در این منطقه از شیره خرما خمر (شراب) می‌ساختند، به همین دلیل به آن منطقه خمیر گفتند و این اسم بر روی منطقه مانده است. اما هیچ‌گونه اثری که دال بر تهیة شراب در این منطقه باشد بدست نیامده است. کسانی هم که از این منطقه دیدن کرده‌اند هیچ اشاره‌ای به تهيه شراب نکرده‌اند.
?حمیَر: عده‌ای دیگر خمیر را تغییر شکل یافتة حمیر می‌دانند. به زعم این عده، مردم خمیر در اصل از ساکنان یمن و جزء قبیله حمیر می‌باشند که پس از سقوط دولت حمیر افراد آن قبیله از یمن کوچ کرده و عده‌ای از آنها به این منطقه مهاجرت نمودند و اسم قبیله خود را به آنجا دادند. طبق این دیدگاه، بعدها حمیر تغییر شکل داد و به خمیر تبدیل شد. این عده وجود روستای حَمیرون در نزدیکی بندر لنگه را دلیلی برای اثبات ادعای خود می‌دانند. آنها همچنین معتقدند تشابه‌هایی که از نظر شکل و قیافه میان مردم این دو منطقه وجود دارد، دلیل دیگری بر این ادعا است. دربارة این دیدگاه چند موضوع قابل ذکر است:
الف – هیچ سند تاریخی در مورد مهاجرت افراد قبیلة حِمیَر به این منطقه وجود ندارد. با سقوط دولت حمیر بیشتر افراد آن به منطقه شمال شبه جزیرة عربستان کوچیدند و مدرکی در دست نیست که نشاندهندة کوچ آنها به جنوب ایران باشد.
ب _ تشابه شکل و قیافه دلیل متقن و محکمی برای نسبت دادن مردم یک منطقه به منطقة دیگری نیست. زیرا در شکل و قیافه افراد عوامل متعددی دخیل هستند، از جمله: تغذیه، آب و هوا، محیط جغرافیایی و غیره. چنانکه بیشتر مردم ساکن مناطق گرم دارای پوستی سبزه و گندمگون و موهای مشکی هستند. برعکس، مردمان ساکن مناطق سردسیر دارای پوستی روشن با موهای بور و طلایی می‌باشند. با تمامی این موارد حتی اگر پذیرفته شود که مردمان خمیر و یمن از یک نژاد هستند هیچ دلیل تاریخی مبنی بر کوچ مردم یمن به خمیر دیده نمی‌شود اما عکس آن می‌تواند صادق باشد. زیرا از وجود ایرانیان در یمن پیش از اسلام و همزمان با پیامبر اطلاعاتی در دست است که از آنها با عنوان ابناء یاد شده است. شاید آن ایرانیانی که در یمن ساکن بودند از منطقه جنوبی ایران به یمن رفته باشند. حداقل می‌توان پذیرفت که گروهی ازساکنان جنوبی ایران نیز آنها را همراهی کرده‌اند.
ج _ با کمی دقت در فرهنگ و زبان مردم خمیر می‌توان به تفاوت آن با فرهنگ و زبان عربی پی برد. البته آن مقدار از فرهنگ عربی که در بین مردم وجود دارد، بیشتر بواسطة نفوذ اسلام و مراوده‌های فرهنگی میان دو منطقه است. این مسئله بویژه در زبان مردم بیشتر مشخص می‌گردد. زیرا زبان مردم خمیر فارسی اصیل است و با زبانهای کردی و لری نیز مشابهت‌هایی دارد.
?خهِ‌مَیر: بر اساس این دیدگاه در قدیم خانواده‌ها بطور پراکنده در این منطقه ساکن بودند. یکی از این خانواده‌ها به خه میر(خواهر‌میر) مشهور بود. پس از مدتی خانواده‌های دیگری در نزدیکی این خانواده ساکن شدند. بعدها خه‌میر با حذف «ه» به خمیر تبدیل شده است. این دیدگاه چیزی بیش از یک فرضیه نیست و نمی‌توان آن را اثبات نمود و مدرکی برای اثبات آن وجود ندارد.
?جمیر: سرانجام عدة دیگری عقیده دارند که تلفظ خمیر در اصل جمیر بوده که به معنی محل گرد‌آمدن است. (افشار سیستانی، 1374، ص 174) هر چند که هیچ شباهتی میان جمیر و خمیر نیست و نمی‌توان از کلمة جمیر ریشة جمع (به معنی جمع شدن) را استنباط کرد. اما اگر اجتماعی هم در این منطقه شکل گرفته، به منظور انجام یک مراسم آیینی و در ارتباط با حیات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردم منطقه بوده است. مانند اجتماع برای انجام مراسم صید و صیادی چرا که دریای پرتلاطم همواره قربانی می‌گرفته و تنهایی در دریا برابر با مرگ بوده است
✍️دكتراحمدبازماندگان خميرى